سرو را از جلوه مستانه از جا میبرد
خنده او تلخکامی را ز صهبا میبرد
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت سرو اشاره میکند که از جلوههای مستانه اش مجذوب میشود. همچنین، خندهی او تلخی و ناکامی را برطرف میکند. در ادامه، شاعر به این نکته اشاره میکند که قسمت و سرنوشت سوداگر همچنان خالی است و آرزوی یوسف، زلیخا را به یاد میآورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرو را از جلوه مستانه از جا میبرد
خنده او تلخکامی را ز صهبا میبرد
قسمت سوداگر بیتالحزن دست تهی است
صرفه سودای یوسف را زلیخا میبرد