زهرست بی تبسم شیرین شراب تلخ
با بخت شور چند توان خورد آب تلخ
در این ابیات شاعر به تلخی و زهرین بودن زندگی اشاره میکند. او احساس میکند که در دلش شادی و لبخند وجود ندارد و تنها با بخت بد خود مواجه است. همچنین به این موضوع میپردازد که زندگی بدون لذت (شراب) به گونهای بریده و ناتمام است. او خود را مانند پیالهای میبیند که با شراب تلخ پر شده و از این وضعیت نگران است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهرست بی تبسم شیرین شراب تلخ
با بخت شور چند توان خورد آب تلخ
بی می نیم شکفته، همانا بریده اند
همچون پیاله ناف مرا با شراب تلخ