سرکشم ز ابر بهاری گذشته است
شراب من از خوشگواری گذشته است
شاعر در این ابیات به زیبایی و زوال اشاره میکند. او میگوید که دوران شادابی و خوشی گذشته است و حالا به یادگاری از آن روزها تنها حسرتی باقی مانده است. به ویژه او به ابروی معشوقهاش میپردازد و میپرسد چرا ابرویش مانند هلال زیبا نیست، و این را به طعنهای به گذر عمر و بیماری تعبیر میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرکشم ز ابر بهاری گذشته است
شراب من از خوشگواری گذشته است
چرا ابرویت چون هلالی نباشد؟
که عمرش به بیمارداری گذشته است