اندیشه ز مستی نکند هر که شرابی است
کآبادی این طایفه موقوف خرابی است
این شعر به انتقاد از افرادی میپردازد که در حالت مستی و بیخیالی به فکر بهبود و آبادانی جامعه نیستند. شاعر میگوید که برای اصلاح امور، باید آگاهی و انصاف داشت و کسانی که فقط عیبجویی میکنند، در واقع حسابی از مردان واقعی جامعه ندارند. در نهایت، شاعر بر اهمیت تفکر و آگاهی در تغییر وضعیت تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندیشه ز مستی نکند هر که شرابی است
کآبادی این طایفه موقوف خرابی است
آن را که به انگشت توان عیب شمردن
در عالم انصاف ز مردان حسابی است!