دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
گل به رغبت نتوان از کف درویش گرفت
این ابیات به احساس دلباختگی و دشواری محبت اشاره دارد. شاعر بیان میکند که محبوب بیرحم او، دلش را در اختیارش گرفته است، اما او نمیتواند مانند یک درویش، گل و زیبایی را به راحتی در دست بگیرد. همچنین هشدار میدهد که اگر خود را کم گرفته و در جمعی بیش از حد خاکی و بیخبر باشد، در معرض توجه و انگشتنما شدن قرار میگیرد، مانند ماه که در دورانی خاص خود را نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
گل به رغبت نتوان از کف درویش گرفت
کم خود گیر که انگشت نما می گردد
هر که چون ماه درین حلقه کم خویش گرفت