روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است
دست امیدم ازان سیب ذقن کوتاه است
در این شعر، شاعر از محدودیتها و نبودن امکانهای بیشتر در زندگی سخن میگوید. او به وضعیتی اشاره میکند که به اندازهای که میخواهد آزاد نیست و زندگیاش به کوتاهی چمن محدود شده است. به رغم این محدودیتها، او به مجالس شادی و جشن میرود و از زندگی لذت میبرد. در نهایت، از دیگران میخواهد که از لحظات شاد و زیبا غافل نشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است
دست امیدم ازان سیب ذقن کوتاه است
بی حجابانه به بزم آمد و مستانه نشست
گل بچینید که دیوار چمن کوتاه است