در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
غنچه خونها خورد تا چون گل دل صدپاره یافت
در این ابیات شاعر به بیان عمق و پیچیدگی عشق میپردازد. او میگوید که برای رسیدن به محبت واقعی، باید از رنج و داغ دل بگذری. همچنین اشاره میشود که آسایش و آرامش گاهی به دلایلی از بین میرود و انسان باید با دست بسته و در شرایط دشوار به دنبال شادی و زیبایی باشد. در پایان، شاعر از انتظار و امید به دیدار معشوق سخن میگوید که پس از مدتها میتواند چهره محبوب خود را ببیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
غنچه خونها خورد تا چون گل دل صدپاره یافت
لنگر آسودگی دست مرا بر چوب بست
تا به دست بسته روزی طفل در گهواره یافت
گریه شادی حجاب چهره مقصود شد
بعد ایامی که چشمم رخصت نظاره یافت