متفرقات

شمارهٔ ۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت

از پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت

۲

شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بود

هر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت

۳

می شکست از خون من دایم خمار خویش را

چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت

بازگشت به سروده‌های صائب