هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بست
بر دل آسوده راه یک جهان آشوب بست
در این شعر، شاعر به نکاتی دربارهٔ دل بستگی به دنیا و هوسهای آن اشاره میکند. او میگوید هر کسی که از تماشای زیباییها چشمپوشی کند، دلش را به آشوب میکشاند. همچنین، او هشدار میدهد که از زلیخا، نماد هوس و بیشرمی، دوری کند چون این هوسها به محبوب نیز آسیب میزند. در نهایت، شاعر به این فکر میافتد که در پایان عمر باید از دنیا فاصله بگیرد و حرص دنیا و پیری او را به زمین میزند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بست
بر دل آسوده راه یک جهان آشوب بست
از زلیخای هوس بگریز کاین بی آبرو
تهمت آلودگی بر دامن محبوب بست
گفتم از دنیا فشانم دست در پایان عمر
حرص پیری از عصا دست مرا بر چوب بست