بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
باده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده است
در این اشعار، شاعر به زیبایی و جمال گلها اشاره کرده و از تاثیر آن بر روح و احساسات خود صحبت میکند. او خود را در وضعیت ناتوانی و شوق عاشقانه توصیف میکند و به شکلی ظریف به احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق اشاره میکند. این اشعار به نوعی گویای تلاش برای یافتن آرامش در میان آشفتگیهای عاطفی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
باده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده است
کیست مجنون تا بود در ناتوانی همچو من؟
سایه دامن مکرر تیشه ام بر پا زده است!