به دست شانه مده زلف عنبرین بو را
به خود دراز مگردان زبان بدگو را
این شعر به نوعی نصیحت و تذکر است. شاعر از کسی میخواهد که به زیبایی و ظرافت محبت کند و از بیاحترامی و زبان تند پرهیز کند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که نباید دیگران را برنجاند، زیرا دل شکسته نمیتواند زیباییهای ظاهری را بپذیرد. در نهایت، به حالت کساد و گرفتاری اشاره شده که به نوعی از ناملایمات زندگی خبر میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به دست شانه مده زلف عنبرین بو را
به خود دراز مگردان زبان بدگو را
به روی او سخنان درشت خط مزنید
شکسته دل مپسندید رنگ آن رو را
گرفته اوج به نوعی کساد بازاری
که آفتاب زند بر زمین ترازو را