چنان ز ساده دلی ها رمیده ام ز کتاب
که بوی خون به مشامم رسید ز سرخی باب!
شاعر از سادگی خود دور شده و از کتابها به تجربههای تلخی رسیده است. او تمام شب به یاد معشوقش عشق میورزد و به خاطر سادگیاش، زیبایی و روشنی را با کتان صاف میکند، همچون نور ماه.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چنان ز ساده دلی ها رمیده ام ز کتاب
که بوی خون به مشامم رسید ز سرخی باب!
تمام شب به خیال تو عشق می بازم
ز سادگی به کتان صاف می کنم مهتاب