متفرقات

شمارهٔ ۴۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلب

گنج از ویران، حضور دل ز درویشان طلب

۲

نیست نعمت را درین دریای بی پایان حساب

چون صدف از عالم بالا همین دندان طلب

۳

می کند کار نمک دَر  مَی، تکلف در سلوک

خانه را پاک از تکلف کن دگر مهمان طلب

بازگشت به سروده‌های صائب