بلبل به ثنای تو گشوده است زبان را
گل غنچه به پابوس تو کرده است دهان را
در این اشعار، بلبل به زیباییهای معشوق خود میپردازد و از عشق و احترام خود سخن میگوید. گلها به خاطر او خموش و آماده مشاهده زیباییاش هستند، در حالی که هر پرندهای به خاطر قامت زیبا و موزون او در بندگی اوست. در نهایت، تمام طبیعت و گلها به انتظار رویداد و جمال معشوق خویش نشستهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بلبل به ثنای تو گشوده است زبان را
گل غنچه به پابوس تو کرده است دهان را
در بندگی قامت موزون تو بسته است
هر فاخته از طوق کمر سرو روان را
هر شاخ گل آماده به نظاره رویت
از غنچه و شبنم دل و چشم نگران را