صیقلی می شود از زخم زبان سینه ما
دم شمشیر بود صیقل آیینه ما
در این اشعار، نویسنده از تأثیر زخم زبانها بر روح و جان خود صحبت میکند و میگوید که این زخمها میتوانند روح را شفافتر کنند، مانند صیقلی که بر روی آیینه میزنند. او تأکید میکند که در دل ما، عالم و مقدار محبت وجود دارد و کسی که به ما آزار برساند، تنها باعث میشود که ما به زیبایی دلتنگ شویم. به طور کلی، این شعر بیانگر قدرت تحمل و زیبایی در دل انسانها despite چالشها و دردهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صیقلی می شود از زخم زبان سینه ما
دم شمشیر بود صیقل آیینه ما
بی قدح راه به غیب دهن خود نبریم
عالم آب بود خلوت آیینه ما
هر که ناخن به جگرکاوی ما تیز کند
ماه عیدست به چشم دل بی کینه ما