(سپندی شد عقیق صبر در زیر زبان ما را
به داغ تشنگی تا چند سوزی زان لبان ما را؟)
این شعر به بیان احساساتی از جمله صبر و تشنگی میپردازد. در این شعر، معشوق به مانند عقیق تحت زبان شاعر قرار دارد و او به شدت از دوری معشوق و تشنگی عشق رنج میبرد. همچنین بیان میکند که اگر هدفی وجود نداشته باشد، کمان (نماد آمادگی و جستجو) بیکار میشود. در نهایت، شعر اشاره میکند که آسمان نیز بدون رحم و محبت، نمیتواند بر روی زمین پایدار بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
(سپندی شد عقیق صبر در زیر زبان ما را
به داغ تشنگی تا چند سوزی زان لبان ما را؟)
(کمان بیکار گردد چون هدف از پای بنشیند
نه از رحم است اگر بر پای دارد آسمان ما را)