ازان پیوسته می لرزد دل از پاس قدم ما را
که ناموس سپاهی هست بر سر چون علم ما را
این شعر به احساس ترس و اضطراب ناشی از تهدید دشمن اشاره دارد. شاعر به این نکته میپردازد که دل او مدام از احساس خطر میلرزد، زیرا ناموس و اعتبار سپاهی که برپا شده است، تحت تأثیر قرار دارد. او بر این باور است که برای شکست دشمن باید عزم و ارادهای قوی داشت وگرنه با انتقادات و ملامتها نمیتوان بر مشکلات غلبه کرد. به طور کلی، شعر نشاندهنده نیاز به استقامت و شجاعت در برابر چالشهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ازان پیوسته می لرزد دل از پاس قدم ما را
که ناموس سپاهی هست بر سر چون علم ما را
شکست دشمن عاجز دلی از سنگ می خواهد
وگرنه نیست از خار ملامت پای کم ما را