نیست ظرف راز عشق او حریم سینه را
آب این گوهر به طوفان می دهد گنجینه را
این شعر دربارهی عمق و پیچیدگی عشق صحبت میکند. بیان میشود که عشق او چنان بینهایت است که نمیتواند در سینه یا قلب کسی محدود شود. همچنین، اشاره میشود که این عشق به مانند گوهری است که در دل انسان طوفانهای احساسی ایجاد میکند و تصویر محبوب در ذهن باقی میماند. در نهایت، تصویر محبوب مانند عکسی است که در آیینه خود را نشان میدهد و ناشی از همان عشق عمیق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست ظرف راز عشق او حریم سینه را
آب این گوهر به طوفان می دهد گنجینه را
در دل من نقش چون گیرد، که با خود می برد
شوخی عکس تو دام جوهر آیینه را