تا نگیرم بوسه از لب گلعذار خویش را
نشکنم از چشمه کوثر خمار خویش را
در این ابیات شاعر بیان میکند که تا زمانی که بوسهای از لب محبوبش نگیرد، نمیتواند خمار و تشنگی قلبش را برطرف کند. او همچنین اشاره میکند که وقتی زیبایی و شوخی جلوهگری میکند، حتی کوهها هم نمیتوانند بر وقار و شکوه خود پافشاری کنند. در واقع، شعر به شور و شادی ناشی از عشق و زیبایی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا نگیرم بوسه از لب گلعذار خویش را
نشکنم از چشمه کوثر خمار خویش را
چون کند برق تجلی پای شوخی در رکاب
کوه نتواند نگه دارد وقار خویش را