مین دل محزونیله بیر تازه قربانیز هله
زخم تیر غمزه مستینله بیجانیز هله
این شعر بیانگر غم و اندوه عاشقانه است. شاعر به محبوب خود میگوید که تیرهای غم و یادش او را بیجان کرده و دلش در حیرت مانده است. او از محبت محبوبش درخواست میکند تا فرقت و جدایی را کم کند، زیرا روز و شب به خاطر این دوری در حال ناله و زاریاند. شاعر امیدوار است که به وصال محبوب برسد و با او شاد باشد، در حالی که از وجود دشمنان و بدخواهان پرهیز میکند. در نهایت، او به خوبی و زیبایی عشق واقعی اشاره میکند و از طرف دیگر به امید رسیدن به بهشت عشق خود صحبت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مین دل محزونیله بیر تازه قربانیز هله
زخم تیر غمزه مستینله بیجانیز هله
اولمادان غم چکمه ریز دور زمانیندان سنین
ناله و آه ایتمه ده دل ایندی حیرانیز هله
لطف ایدرسن، گرچه سن اغیاره هر دم دوستیم
روز و شب بیز فرقتینله زار و نالانیز هله
عید وصلینه مشرف اولمادان اغیار دون
دستینی بوس ایله دیک بیزاونلا شادانیز هله
دام دوزخ ایچره اغیار اولماسین اصلا خلاص
صائبا بیز جنت دلداره مهمانیز هله