چیخارتدی خط و منم زلف مبتلاسی هنوز
دوگون ساقالدی و باشیمده دور قراسی هنوز
این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و حیات انسان اشاره دارد. شاعر از زلف و زیبایی معشوق سخن میگوید و به حالتهای مختلف عشق و احساسات در فصول مختلف اشاره میکند. او به زیباییهای بهار و اضطرابهای ناشی از عشق در فصلهای دیگر اشاره میکند و حسرت و آرزوهایش را بیان میکند. در نهایت، او به ناامیدی و ناممکنیهای وصال عشق اشاره میکند و نشان میدهد که در عالم عشق، انسان همواره با چالشها و مشکلات روبرو است. به طور کلی، شعر به بازتاب عشق و تأثیر آن بر زندگی آدمی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چیخارتدی خط و منم زلف مبتلاسی هنوز
دوگون ساقالدی و باشیمده دور قراسی هنوز
خطین غباری قویاشی اگر چه یاشوردی
گوزیمی خیره قیلور یوزینین صفاسی هنوز
بهار ایدنده نه قانلار که تو کدی گوزلردن
خزان اولاندا نلر ایلسون حناسی هنوز
سو واردیلار قلیجیندان مگر گلستانی؟
که بیر بیرینه قاوشماز گلین یاراسی هنوز
حیات سویینه بیر داغ قویدی رشک لبین
که گیچدی عمر ابد توشمدی قراسی هنوز
محیط عشق آرا، من اول حباب بی باکم
که گیتدی باشیم و باشیمده دورهواسی هنوز
وصال امیدینه عمرین گچیتدی کویینده
یتیشمز ایشلرینه صائبین دعاسی هنوز