حرف آن لب در میان افکندهای
شور محشر در جهان افکندهای
این شعر در مورد عشق و تأثیر آن بر جهان و انسانهاست. شاعر به قدرت عشق و جنون اشاره میکند و میگوید که این احساسات شور و حالتی خاص به زندگی میبخشند. او از زیباییها و تاثیرات عشق بر روح و روان بشر صحبت کرده و آن را به نمک و آب تشبیه میکند که به زندگی معنایی میدهد. همچنین، شاعر به تنهایی و غم عاشقان اشاره دارد و این که عشق میتواند دوستیها و روابط را دگرگون کند. در نهایت، این شعر به تأثیر عمیق عشق و باورها در زندگی انسانها و ارتباطات اجتماعی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حرف آن لب در میان افکندهای
شور محشر در جهان افکندهای
در لباس چشم آهو بارها
خویش را در کاروان افکندهای
غنچه خوش حرف را با صدزبان
مهر حیرت بر زبان افکندهای
شورش عشق و جنون را چون نمک
در خمیر خاکیان افکندهای
از خرام همچو آب زندگی
لرزه بر آب روان افکندهای
چهره گل را به شبنم شستهای
آب در صحرای جان افکندهای
شور محشر را نمکچش کردهای
در دهان دلبران افکندهای
چون رطب شیرینلبان عهد را
چاکها در استخوان افکندهای
در لباس چشم آهو بارها
سایه بر صحراییان افکندهای
خم شده است از بار منت پشت خاک
گوهر از بس رایگان افکندهای
ای بسا گوهر که از شرم کرم
در کنار ما نهان افکندهای
عاشقان را از خیال خود به نقد
در بهشت جاودان افکندهای
عالمی را دشمن ما کردهای
دوستی بر دیگران افکندهای
بوسه بر دستت، که تیر غمزه را
بیتأمل بر نشان افکندهای
صائب از افکار مولانای روم
طرفه شوری در جهان افکندهای