غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منزه ز لاف است حیران معنی

به مقدار دعوی است نقصان معنی

۲

سخن کف بود بحر پرشور جان را

خموشی است مهر نمکدان معنی

۳

سراپایت از فکر تا درنگیرد

نگردی چراغ شبستان معنی

۴

چه پر وا کند در دل بیضه عنقا؟

چه سازد فلک ها به جولان معنی؟

۵

ره دور معنی نهایت ندارد

رباطی است لفظ از بیابان معنی

۶

کند کشتی لفظ را بادبانی

قلم در کفم وقت جولان معنی

۷

فسانی است هر تیغ روشن گهر را

بود پاکی لفظ افسان معنی

۸

به گوش آید از عرش آواز، صائب

زند تیشه چون بر رگ کان معنی

بازگشت به سروده‌های صائب