غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نمی آید از من دگر بردباری

دو دست من و دامن بی قراری

۲

من و طفل شوخی که صد خانه زین

ز مردان تهی ساخت در نی سواری

۳

معلم کباب است از شوخی او

کند برق را ابر چون پرده داری؟

۴

کند کبک تقلید رفتار او را

ادب نیست در مردم کوهساری!

۵

مرا کارافتاده صائب به شوخی

که کاری ندارد به جز زخم کاری

بازگشت به سروده‌های صائب