غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۶۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در سینه عشاقی و از سینه جدایی

چون صورت آیینه ز آیینه جدایی

۲

در چشمی و در چشم نیایی ز لطافت

گنجینه نشینی و ز گنجینه جدایی

۳

در ظرف زمان شوکت حسن تو نگنجد

نوروزی و از شنبه و آدینه جدایی

۴

نزدیکتری از رگ گردن به حقیقت

هر چند که از عاشق دیرینه جدایی

۵

پنهانی عالم ز وجود تو هویداست

آیینه پرستی و ز آیینه جدایی

۶

غیر از تو سخن را کسی این رنگ نداده است

صائب تو ازین مردم پیشینه جدایی

بازگشت به سروده‌های صائب