محراب نظرهاست کمانی که تو داری
شیرازه دلهاست میانی که تو داری
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش میپردازد. او محبوب را همچون محرابی توصیف میکند که مرکز توجه است و دلها را به خود جلب میکند. زیبایی محبوب به اندازهای است که حتی در دل طبیعت نیز تأثیرگذار است. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، از جمله به سروی زیبا و رنگینی، به توصیف ظرافتهای چهره و لبهای محبوب میپردازد. همچنین، او به قدرت کلام و سکوت محبوب اشاره میکند که میتواند احساسات عمیق را در دلها برانگیزد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که این زیبایی و جذابیت محبوب به گونهای است که هیچ نشانی از آن نمیتوان یافت و همین باعث خاص بودنش میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
محراب نظرهاست کمانی که تو داری
شیرازه دلهاست میانی که تو داری
چون سبزه زمین گیر کند آب روان را
این قامت چون سرو روانی که تو داری
بر روی زمین رنگ عمارت نگذارد
این جلوه سیلاب عنانی که تو داری
از حلقه صاحب نظران هوش رباید
از هر مژه شوخ سنانی که تو داری
یک سینه بی داغ محال است گذارد
این چهره چون لاله ستانی که تو داری
در حرف سرایی دهن غنچه ندارد
در خامشی این تیغ زبانی که تو داری
بس خون که کند در جگر گوشه نشینان
این کنج لب و کنج دهانی که تو داری
از پسته دهانان جهان شور برآرد
از صبح شکرخند دهانی که تو داری
در گلشن حسن تو خلل راه ندارد
در خواب بهارست خزانی که تو داری
صائب چه خیال است که بتوان به نشان یافت
این گوشه بی نام و نشانی که تو داری