چون رشته به همواری اگر نام برآری
از گرد گریبان گهر سر بدر آری
این اشعار به بیان مسائلی از جمله آزادی، همت، و خودشناسی میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که باید از تنگ نظریها فاصله بگیریم و با امید و عزت نفس زندگی کنیم. او بر اهمیت پذیرش انتخابهای شخصی و تلاش برای رشد و بالندگی تأکید دارد. همچنین، اشاره به دوری از افراد ناکارآمد و تأمل در خود، برای رسیدن به آگاهی و حقیقت وجودی خود از نکات تدبیرآمیز این شعر است. در نهایت، شاعر ما را به خودیابی و دوری از ظواهر بیارزش دعوت میکند تا به نور و روشنایی واقعی برسیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون رشته به همواری اگر نام برآری
از گرد گریبان گهر سر بدر آری
زان شهپر همت به تو کردند کرامت
تا بیضه گردون به ته بال و پر آری
آزادگی آن است که چون سرو درین باغ
غمگین نشوی گر گره دل ثمر آری
گردید چو صیقل قدت از دور فلک خم
آیینه دل را نشد از زنگ برآری
گر در دل خود تنگدلان بار دهندت
حاشا که دگر یاد ز تنگ شکر آری
روز سیه مرگ شود شمع مزارت
هر خار که از پای فقیری بدر آری
یک بار هم از بی خبری ها خبری گیر
تا چند به بازار روی و خبر آری؟
هرگز ننهی بر سخن هیچ کس انگشت
یک بار اگر نامه خود در نظر آری
تا کی سخن پوچ دهی عرض به مردم؟
تا چند ز دریا صدف بی گهر آری؟
گر ذوق شکستن به تو اقبال نماید
خود کشتی خود تحفه به موج خطر آری
فارغ شوی از حلقه زدن بر در دونان
یک بار اگر در دل شب دست برآری
زین راهبران راه به جایی نتوان برد
در خویش فرو رو که سر از عرش برآری
صائب شود آن روز ترا آینه روشن
کز هستی بی حاصل خود گرد برآری