گر درد طلب رهبر این قافله بودی
کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟
این شعر به موضوعاتی نظیر رهبری، بیداری و آگاه بودن در زندگی اشاره دارد. شاعر از افرادی که در قافله زندگی حرکت میکنند میخواهد که بیدار و هوشیار باشند و در مسیر زندگی غفلت نکنند. در صورتی که آنها به دنبال هدایت و رهبری باشند، باید از خواب غفلت بیدار شوند و به درک عمیقتری از دنیا دست یابند. شاعر تأکید میکند که اگر کسی واقعاً در پی آرزوها و اهدافش باشد، نباید در مسیر خود متوقف شود و باید به همدلی و یکدلی با دیگران اهمیت دهد. همچنین اشارهای به اهمیت زمان و ناپایداری عمر دارد که باید هر لحظه را غنیمت شمرد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که باید از تهدیدات و حسادتها دور بود و در مسیر خود ثابت قدم ماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر درد طلب رهبر این قافله بودی
کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟
زود این ره خوابیده به انجام رسیدی
گر ناله شبگیر درین مرحله بودی
دل چاک نمی گشت ز فریاد جرس را
بیداری اگر در همه قافله بودی
شوق است درین وادی اگر راحله ای هست
در راه نمی ماندی اگر راحله بودی
می بود اگر مغز ترا پرده هوشی
آسوده ازین عالم پرمشغله بودی
از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی
گر در خور این باده مرا حوصله بودی
دریای وجود از تو شدی مخزن گوهر
رزق تو اگر از کف پرآبله بودی
شیرازه جمعیتش از هم نگسستی
با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی
چون آب روان می گذرد عمر و تو غافل
ای وای درین قافله گر فاصله بودی
صائب سر زلف سخن از دخل حسودان
آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی