حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
بوی گل از نسیم صبا نشنود کسی
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و محبت است، که در آن شاعر به عدم امکان درک و شنیدن احساسات واقعی عشق توسط دیگران اشاره میکند. او بیان میکند که هیچ کس بویی از عشق و زیبایی نمیبرد و در خلوت عاشقانهاش، هیچ صدایی به جز نام خدا به گوش نمیرسد. شاعر احساس تنهایی میکند و از این که دیگران از احساسات او بیخبرند، غمگین است. او همچنین اشاره میکند که گاهی دعا و درخواستها بیاثر میشوند و در دنیای پر از تنهایی و بیتوجهی، انسانها از راه خود دور میشوند. در نهایت، شاعر تاکید میکند که عشق واقعی نیازی به دلیل و توجیه ندارد و او به نوعی به حالتی از فراموشی دچار شده که دیگر کسی به او گوش نمیدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
بوی گل از نسیم صبا نشنود کسی
از بت پرست، وقت تماشای حسن تو
حرفی به غیر نام خدا نشنود کسی
در خلوت تو کیست که سازد صدا بلند؟
جایی که از سپند صدا نشنود کسی
خط جای بوسه بر لب لعل تو تنگ ساخت
اینش سزا که حرف بجا نشنود کسی
آمیخت چون دعا به غرض بی اثر شود
کز سایلان دعاو ثنا نشنود کسی
از کاهلی فتاده ام از کاروان جدا
در وادیی که بانگ درا نشنود کسی
مستغنی از دلیل بود هر که واصل است
در کعبه حرف قبله نما نشنود کسی
صائب چنین که ما به زمین نقش بسته ایم
بهر چه عذر لنگ ز ما نشنود کسی؟