غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟

غافل شود ز حق به تماشا رود کسی

۲

دامان خشک، موج ز دریا نمی برد

پاک از گنه چگونه ز دنیا رود کسی؟

۳

دور حباب نیم نفس نیست بیشتر

از حرف پوچ بهر چه از جا رود کسی؟

۴

چاکی که دست عشق زند بخیه گیر نیست

تا کی به چشم سوزن عیسی رود کسی؟

۵

در پرده دل است تماشای هر دو کون

بیرون ز خود چرا به تماشا رود کسی؟

۶

شبنم به آفتاب ز همت رسیده است

بی بال و پر چگونه به بالا رود کسی؟

۷

هر جا شدیم مرکز چندین بلا شدیم

در قعر دل مگر چو سویدا رود کسی

۸

دست از رکاب جذبه توفیق برمدار

آن راه نیست عشق که تنها رود کسی

۹

در چشم این سیاه دلان نور شرم نیست

صائب مگر به دیده عنقا رود کسی

بازگشت به سروده‌های صائب