ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
شکستگی نبود در جهان بیرنگی
شاعر در این شعر به بررسی مفهوم «بیرنگی» میپردازد و تأکید میکند که رنگها و تفاوتها در جهان واقعی، فریبنده هستند. او اشاره میکند که در جهانی که رنگ و تفرقه وجود ندارد، همه چیز به یک شکل و در آرامش است. از نظر او، دلبستگی به رنگها و ظواهر، انسان را از حقیقت دور میکند و باید به «دارالامان بیرنگی» دست یافت. در نهایت، به زیباییهای واقعی اشاره میکند که در پشت ظواهر رنگین پنهان شدهاند و تنها در «جهان بیرنگی» قابل مشاهده هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
شکستگی نبود در جهان بیرنگی
غبار تفرقه ای نیست همچو شیر و شکر
میان آتش و آب جهان بیرنگی
فریب رنگ چو طفلان ربوده است ترا
گلی نچیده ای از بوستان بیرنگی
ز انقلاب خزان و بهار آزادیم
رسیده ایم به دارالامان بیرنگی
گرفته است ترا رنگ همچو خون دامن
چسان رسی ز پی کاروان بیرنگی؟
دلت خوش است به میهای لاله رنگ جهان
نخورده ای می صاف جهان بیرنگی
به روی آینه سیماب را قراری نیست
ستاره سوز بود آسمان بیرنگی
ز چشم بحر صدف را نهان کند صائب
فروغ گوهر روشن روان بیرنگی