قرار گیر به دارالقرار درویشی
که انقلاب ندارد دیار درویشی
این شعر به توصیف حال و مقام درویشها میپردازد. شاعر از درویشی سخن میگوید که برخلاف دنیا و تشکیلاتش، در آرامش و ارتباط با خداوند زندگی میکند. او به فضایل درویشی اشاره میکند و میگوید که درویش با صفای درون و عشق به خدا، از دنیا میگذرد و بار گران زندگی را به دوش نمیکشد. شاعر بر این باور است که درویش به سبب همت و کوشش خود، در روز حساب مغفرت خواهد یافت و به نور الهی دست خواهد یافت. درویش از دنیا آزاد است و به خوشیهای مادی وابسته نیست، بلکه از رحمت و محبت خداوند بهرهمند میشود و در نهایت از غم و رنج دنیا آسوده خاطر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قرار گیر به دارالقرار درویشی
که انقلاب ندارد دیار درویشی
پیاده ای است زمین گیر، آفتاب بلند
نظر به همت گردون سوار درویشی
کند به دامن اشفاق، ابر رحمت پاک
به روی هر که نشیند غبار درویشی
مکن شتاب که یکجا رسد به روز حساب
ز خازنان کرم، مزد کار درویشی
به یک قرار چو آب گهر بود دایم
زیاد و کم نشود جویبار درویشی
کسی که سکه مردی ز جبهه اش خواناست
رسیده است به دارالعیار درویشی
صفای صبح بود چهره ای غبارآلود
نظر به آینه بی غبار درویشی
به قدر روزن داغ است روشنایی دل
خوشا دلی که بود داغدار درویشی
به روز حشر سبک از صراط می گذرد
به دوش هر که نهادند بار درویشی
بود فشاندن دست از جهان و بردن بار
درین شکفته چمن برگ و بار درویشی
کنند از گل بی خار دامنش لبریز
به پای هر که خلیده است خار درویشی
چه حاجت است به غمخواری کسان صائب؟
که هست رحمت حق غمگسار درویشی