غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری
این شعر به بیان غم و درد شاعر پرداخته و به معشوق خود اشاره میکند. شاعر احساس میکند که در عواطف و مشکلاتش معشوقش کمکی نمیکند و از او میخواهد که به این درد و رنج توجه کند. او از حوادثی که در زندگیاش پیش میآید و همچنین از غمهایش سخن میگوید. در نهایت، شاعر به اینکه چگونه مشکلاتش را میتواند با هنرش حل کند، اشاره دارد. بیان احساسات عمیق و استفاده از تصاویری چون آتش و طوفان، آثاری از جدیت و عجز شاعر را نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری
ز برق و باد گرو می برد به گرمروی
ز عذر لنگ، سمندی که زیر پا داری
شراب ما سر منصور را به چرخ آرد
تو زود مست کجا ظرف جام ما داری؟
گره ز غنچه تصویر باز کرد نسیم
تو از حجاب همان بند بر قبا داری
دلم به حال تو ای سینه سخت می سوزد
که خانه پهلوی آتش ز بوریا داری
رسد چو حادثه ای با فلک درآویزی
همیشه طعنه طوفان به ناخدا داری
غم گرفتگی دل چه می خوری صائب؟
ز خامه شکرافشان گرهگشا داری