اگر سرای جهان در خور سزا بودی
ز خوان رزق شکر روزی هما بودی
در این شعر، شاعر به بررسی عدالت و مفهوم روزی و جایگاه انسانها در جهان میپردازد. او میگوید اگر جهان بر اساس شایستگیها و عدالت باشد، همه باید از نعمتها به طور برابر بهرهمند شوند. اما واقعیت این است که زندگی پر از ناکامیها و نابرابریهاست و انسانها روزیهایشان به صورت فردی و جداگانه تعیین میشود. همچنین شاعر میگوید که اگر روزی به دست آمده بر اساس تلاش و نابخردی نبود، ارزش آن مانند جان عزیز و گرانبها میشد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که جایگاه و مقام هر فرد بستگی به همت و تلاش او دارد و در صورت داشتن اراده، میتواند به عظمت برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر سرای جهان در خور سزا بودی
ز خوان رزق شکر روزی هما بودی
اگر به زور تردد شدی فراوان رزق
تمام حاصل عالم ز آسیا بودی
اگر حیات مقدر به زر فزون گشتی
کجا دو هفته گل سرخ را بقا بودی؟
اگر نه کام جهان در کنار ناکامی است
کلید گنج نه در کام اژدها بودی
اگر نه مصلحت خلق در غم و شادی است
همیشه بام عناصر به یک هوا بودی
اگر به پای طلب روزی آمدی در دست
کلید گنج سعادت هزار پا بودی!
به قدر حاجت اگر اعتبار می افزود
نمک چو جان گرامی گرانبها بودی
به جان یکدگر این ناکسان چه می کردند
اگر نه روزی هر کس جدا جدا بودی
اگر به جاه رسیدی کسی به استحقاق
مقام اهل سخن عرش کبریا بودی
به قدر همت اگر هر کسی گرفتی اوج
مقام صائب بر ذروه سما بودی