غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هزار عقد محبت به این و آن بندی

همین به کشتن من تیغ بر میان بندی

۲

ترا که هر مژه تیغ کجی است زهرآلود

چه لازم است که شمشیر بر میان بندی؟

۳

ز تلخ گویی من عیش عالمی تلخ است

به بوسه ای چه شود گر مرا دهان بندی؟

۴

درین دو هفته که گل می توان ز روی تو چید

در وصال چه بر روی دوستان بندی؟

۵

به جرم خیرگی بوالهوس مسوز مرا

گناه گرگ چرا بر سگ شبان بندی؟

۶

چو نیست رنگ وفا بر عذار گل صائب

درین ریاض چه افتاده آشیان بندی؟

بازگشت به سروده‌های صائب