باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
کاین براقی است که تا عرش ناستد جایی
این شعر درباره اهمیت ذکر خدا و ارتباط معنوی است. شاعر اشاره میکند که جستوجو در ذکر خدا انسان را به مکانهایی معنوی و والا میبرد. در ادامه، او برتری و غنای روحی خود را بیان میکند و تشبیههایی میآورد که نشاندهنده موقعیت او در برابر حوادث زندگی است. همچنین، شاعر به محدودیتهای دیدگاههای مادی و ظاهری اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که در عمق وجود هر چیز، حقیقتهای عظیمی نهفته است. در نهایت، او میگوید که رهایی از وابستگیهای مادی آسان است اگر نشانهای از معشوق الهی باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
کاین براقی است که تا عرش ناستد جایی
پای من بر سر گنج است ز جمعیت دل
نیست در دستم اگر چون دگران دنیایی
لاله را نعل بود بر سر آتش در کوه
در ره سیل حوادث تو چه پا برجایی
چشم خفاش ز خورشید ندارد قسمت
ورنه در دیده روشن گهران پیدایی
طوق هر فاخته ای دیده حیرت زده ای است
در ریاضی که بود سرو سهی بالایی
چشم کوته نظر آیینه ظاهربین است
ورنه در سینه هر قطره بود دریایی
صائب از هر دو جهان قطع نظر آسان است
اگر از جانب معشوق بود ایمایی