غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از خودی چشم بپوشان اگر اهل دینی

که خدابین نشود دیده هر خودبینی

۲

در سرانجام سفر باش که از سنگ مزار

خیمه بیرون زده خوش قافله سنگینی

۳

سازد از سینه پرجوش جهان را خوشوقت

هر که از خشت کند چون خم می بالینی

۴

زود باشد که ز یک ناله به فریاد آید

آن که چون کوه سپرده است به خود تمکینی

۵

می که در روی سپر چین نگذارد ز نشاط

نیست ممکن ز جبین تو گشاید چینی

۶

گرچه سر در سر گفتار نهادم صائب

نشنیدم ز کسی از ته دل تحسینی

بازگشت به سروده‌های صائب