غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا کی از خواب گران پرده دولت سازی؟

چشمه خضر نهان در دل ظلمت سازی

۲

خلوت گور ترا جنت دربسته شود

گر درین نشائه به تنهایی و عزلت سازی

۳

صد در فیض به روی تو گشایند از غیب

سینه را گر سپر سنگ ملامت سازی

۴

می شود خاک شکرزار تو بی دیده شور

گر تو چون مور به اکسیر قناعت سازی

۵

مشت خونی که بود حق سرشک سحری

چند گلگونه رخسار خجالت سازی؟

۶

رشته ای را که توان ساخت کمند وحدت

حیف باشد که تو شیرازه صحبت سازی

۷

در قیامت گل بی خار تو خواهد گردید

پشت دستی که تو زخمی ز ندامت سازی

۸

تو که از دیدن گل می روی از خود صائب

به ازان نیست که از دور به نکهت سازی

بازگشت به سروده‌های صائب