غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیخبر شو ز جهان گر خبری می گیری

چون گل از پوست برآ گر ثمری می گیری

۲

می شود خواب گران شهپر پرواز ترا

اگر از صدق طلب راهبری می گیری

۳

چون به سر منزل مقصود رسی، کز غفلت

خبر خانه خود از دگری می گیری

۴

از حیاتم نفس پا به رکابی مانده است

از من ای آینه رو گر خبری می گیری

۵

در دل خویش گره ساز نفس را صائب

اگر از سینه دریا گهری می گیری

بازگشت به سروده‌های صائب