هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
چشم بد دور که خوش تیغ زبانی داری
این شعر به بیان نکاتی در مورد زیبایی، حکمت و زندگی پرداخته است. شاعر به فردی از اهل نظر ندا میدهد و او را به خاطر زیبایی و زبانی تند مورد تحسین قرار میدهد. او از فرد میخواهد که از خود شیفتگی و خودبینی پرهیز کند و به عواقب این رفتارها توجه داشته باشد. همچنین، شاعر به اهمیت خویشتنداری و پختگی در روابط اجتماعی اشاره میکند و به فرد یادآوری میکند که تسلیم و رضا در زندگی لازم است. او بر این نکته تأکید میکند که اگر دل خالص و سوزناکی داشته باشیم، در نهایت به هدف خواهیم رسید. در نهایت، شاعر به اهمیت کلمات سنجیده و فکر کردن پیش از صحبت کردن اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر کس از اهل نظر را به بیانی داری
چشم بد دور که خوش تیغ زبانی داری
روی چون آینه را در بغل خط مگذار
تو که چون شرم و حیا آینه دانی داری
چه ضرورست به شمشیر تغافل کشتن؟
تو که چون ابروی پیوسته کمانی داری
چشم شوخ تو به انصاف نمی پردازد
ورنه در هر نظری ملک جهانی داری
تلخکامی ز تو هرگز به نوایی نرسید
تو هم ای غنچه دلت خوش که دهانی داری
ای گل شوخ که مغرور بهاران شده ای
خبرت نیست که در پی چه خزانی داری
خدمت پیر خرابات ز توفیقات است
از جوانمردی اگر نام و نشانی داری
غم این وادی پرخار چرا باید خورد؟
تو که چون بی خبری تخت روانی داری؟
در شبستان تو سی شب مه عیدست مقیم
اگر از خوان قناعت لب نانی داری
می شود عاقبت کار چراغت روشن
در حریم دل اگر سوز نهانی داری
پای در دامن تسلیم (و) رضا محکم کن
مرو از راه که در دست عنانی داری
بر زبان حرف نسنجیده میاور صائب
اگر از مردم سنجیده نشانی داری