غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پرده بردار ز رخسار که دیدن داری

سربرآور ز گریبان که دمیدن داری

۲

منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟

تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری

۳

چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت

که بر آهوی حرم حق تپیدن داری

۴

می چکد گرچه طراوت ز تو چون سرو بهشت

قامتی تشنه آغوش کشیدن داری

۵

فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟

که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری

۶

می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار

گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

۷

صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر

اگر از ما هوس ناله شنیدن داری

بازگشت به سروده‌های صائب