غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟

که رباینده‌تر از خواب بهار آمده‌ای

۲

با گل روی عرقناک، که چشمش مرساد!

خانه‌پردازتر از سیل بهار آمده‌ای

۳

چشم بد دور که چون جام و صراحی ز ازل

درخور بوس و سزاوار کنار آمده‌ای

۴

آنقدر باش که اشکی بدود بر مژگان

گر به دلجویی دل‌های فگار آمده‌ای

۵

قلم موی حواس تو پریشان شده است

تا به این خانه پر نقش و نگار آمده‌ای

۶

بارها کاسه خورشید پر از خون دیدی

تو به این خانه به دریوزه چه کار آمده‌ای؟

۷

نوشداروی امان در گره حنظل نیست

به چه امید به این سبز حصار آمده‌ای؟

۸

تازه کن خاطر ما را به حدیثی صائب

تو که از خامه رگ ابر بهار آمده‌ای

بازگشت به سروده‌های صائب