غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟

که غیر از گنج گوهر می کند ویرانه آرایی؟

۲

تمام عمر اگر با کعبه در یک پیرهن باشم

همان در کعبه دل می کنم بتخانه آرایی

۳

عنان کجروی پیچیدن از گردون نمی آید

مکن در راه سیلاب فنا کاشانه آرایی

۴

مهیای تپیدن شو که آن صیاد سنگین دل

ندارد هیچ کاری غیر دام و دانه آرایی

۵

مرا بر غفلت سرشار بلبل خنده می آید

که در ایام گل دارد دماغ خانه آرایی

۶

کسی تا چند مزدور هوای نفس خود باشد؟

نگشتی بی دماغ از خانه طفلانه آرایی؟

۷

به حرف عقل گوش انداختم دیوانه گردیدم

مرا در خواب غفلت کرد این افسانه آرایی

۸

نه ناقوس دلی نالان، نه زنار تنی پیچان

مکن با ان تجمل دعوی بتخانه آرایی

۹

اگر از اهل شوقی مگذر از اندیشه صائب

که چون باد باران می کند دیوانه آرایی

بازگشت به سروده‌های صائب