غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۸۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شنیدم بلبل خود را ستایش کرده ای جایی

میان عندلیبان دگر افتاده غوغایی

۲

من و عقل نخستین را به جنگ یکدگر افکن

ز من تیغ زبان در کار بردن وز تو ایمایی

۳

ز طبع موشکافم شانه پشت دست می خاید

به گردم کی رسد همچون صبا هر بادپیمایی؟

۴

چراغ دودمان شهرتم از شعله فطرت

ندارد آسمان امروز چون من نکته پیرایی

۵

به دیوان خیابانش سراسر گشته ام صائب

ندارد بوستان چون مصرع من سرو رعنایی

بازگشت به سروده‌های صائب