خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
حنای شهپر پرواز طاوس است رنگینی
این شعر به بررسی موضوعاتی چون خودبینی، قناعت، عاقبتاندیشی و ارتباط با حقایق عمیقتر میپردازد. شاعر خودآرایی و خودبینی را همچون خاکی میداند که انسان را از حقیقت دور میکند. او بر اهمیت قناعت تاکید دارد و میگوید ظاهرسازی زیبایی را به زوال میکشاند. همچنین در مورد زبانهای شیرین و فریبنده اشاره میکند که ممکن است فرد را در بند خودشان نگه دارند. شاعر هشدار میدهد که اگر انسان از سادگی و خودمحوری دور نشود، مشکلاتش مضاعف خواهد شد. در نهایت، او تصریح میکند که برای رسیدن به دید حقانی، باید از خودبینی عبور کرد و به خدابینی نزدیک شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
حنای شهپر پرواز طاوس است رنگینی
قناعت با سفال خویش کن کز ظاهرآرایی
شود آب گوارا ناگوار از کاسه چینی
سپهر سفله بر شیرین زبانان تنگ می گیرد
ز بند نی نمی آید برون شکر ز شیرینی
متاب از ساده لوحی رو اگر آسودگی خواهی
که گردد دردهای نسیه نقد از عاقبت بینی
ز بار دل یکی صد شد پریشان گردی زلفش
که می سازد فلاخن را سبک پرواز سنگینی
رخش با خط برآمد خوش، که را می گشت در خاطر
که طوطی محرم آیینه گردد با سخن چینی؟
برون آ از خودی تا دیده ات حق بین شود صائب
که خودبینی نگردد جمع هرگز با خدابینی