غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی

که نتواند نهاد انگشت کس بر حرف خاموشی

۲

نسازد سرمه آفاق شبگردی نفس گیرش

کند چون صبحدم هر کس نفس را صرف خاموشی

۳

ازان رزق صدف گردید فیض عالم بالا

که با آن دستگه دریا ندارد ظرف خاموشی

۴

همین بس فضل خاموشی که در هر انجمن باشد

به نیک و بد نیفتد بر زبانها حرف خاموشی

۵

بود چون پسته بی مغز، صائب باد در دستش

نبندد از لب گفتار هر کس طرف خاموشی

بازگشت به سروده‌های صائب