فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
تویی آن چشم را مردم اگر روشن گهر باشی
این شعر به موضوعاتی همچون خرامش و جوهر وجود انسان میپردازد. شاعر میگوید که اگر نگاهی عمیق به دنیا داشته باشی، میتوانی به عمق زندگی پی ببری. او به قدرت انسان در تغییر و تأثیر بر آسمانها اشاره میکند و توصیه میکند که باید مانند شراب در رگها جاری شوی و از امکانات خود بهرهبرداری کنی. شاعر همچنین به عشق و آرزو اشاره میکند و میگوید که اگر خود را در چنگال سرنوشت رها نکنی، میتوانی به چیزی بزرگتر دست یابی. در نهایت، او بر لزوم تلاش و کوشش در زندگی تأکید دارد و میگوید که باید با شجاعت با چالشها روبرو شوی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
تویی آن چشم را مردم اگر روشن گهر باشی
به همت می توانی قطع کردن آسمان ها را
چرا با این چنین تیغی نهان زیر سپر باشی؟
روان شو چون شراب صبح در رگهای مخموران
گره تا چند بر یک جای چون آب گهر باشی؟
تمنای تو دارد نعل در آتش عزیزان را
چو یوسف چند زندانی در آغوش پدر باشی؟
پریشان می کنی از فکر گوهر قطره خود را
نمی دانی که خود را جمع اگر سازی گهر باشی
ز برگ لاله می آید به گوش این مژده عاشق را
که داغ از سینه می روید اگر خونین جگر باشی
براندازد چو اخگر از گریبان قبضه خاکت
اگر چون آفتاب گرمرو روشن گهر باشی
اگر شب را نداری زنده صائب جهد کن باری
فلک را تیر روی ترکش از آه سحر باشی