غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری

روانشان تازه از مد رسای بوی خودداری

۲

نیایی گر برون از خانه آیینه معذوری

که باغ دلگشایی در نظر چون روی خودداری

۳

کجا فکر نظربازان به گرد خاطرت گردد؟

که صد دام تماشا در نظر از موی خودداری

۴

ز روی آتشینت چشمه سیماب می گردد

اگر آیینه فولاد پیش روی خودداری

۵

نریزد رنگ یوسف طلعتان چون از تماشایت؟

که بوی پیرهن را سینه چاک از بوی خودداری

۶

اگر چه می نمایی رام در ظاهر، ز پرکاری

پلنگ خشمگین را داغدار از خوی خودداری

۷

چه حد دارند نگاه خیره گردد گرد رخسارت؟

که چین زلف را پیوسته در ابروی خودداری

۸

تو چون از بس لطافت نیست ممکن در نظر آیی

چه ذرات جهان را گرم جست و جوی خودداری؟

۹

ز نکهت عذرخواهی می کند زلف رسای تو

به ظاهر گر دریغ از دورگردان روی خودداری

۱۰

مکن در پیش این سنگین دلان چون تیغ گردن کج

ز قسمت آب باریکی اگر در جوی خودداری

۱۱

ز عکس خود کنی همچون پلنگ خشمگین وحشت

اگر در وقت خشم آیینه پیش روی خودداری

۱۲

گلابش کن ز آه آتشین پیش از خزان صائب

اگر دلبستگی چون گل به رنگ و بوی خودداری

بازگشت به سروده‌های صائب