پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
از سر دنیا و دین برخیز تا رعنا شوی
این شعر به تشویق فرد برای رها کردن تعلقات دنیوی و دستیابی به حقیقت و عشق میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که با ترک دنیا و دین، به معنویت و زیباییهای عمیقتری دست یابد. او به خواننده یادآوری میکند که خود را از خودنمایی و ظواهر رها کند تا به حقیقت عشق نائل گردد. همچنین، با بیان اینکه بینش واقعی در باطن وجود دارد و نه در ظواهر، تأکید میکند که برای درک عمیقتر زندگی باید به غور در عمق هستی پرداخت و از تعلقات دنیوی فاصله گرفت. در نهایت، شاعر بر لزوم قدرت درونی و استغنا تأکید میکند و میگوید که نمیتوان با هوسهای دنیوی به حقیقت رسید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
از سر دنیا و دین برخیز تا رعنا شوی
شد حباب از خودنمایی گوی چوگان فنا
سعی کن تا در محیط عشق ناپیدا شوی
طوطی از خاموشی آیینه می آید به حرف
مهر خاموشی به لب زن تا به دل گویا شوی
بینش ظاهر غبار دیده باطن بود
خاک زن در چشم ظاهر تا به جان بینا شوی
غور کن در بحر هستی تا گهر آری به کف
ورنه با دست تهی چون کف ازین دریا شوی
با هوسناکان به یک پیمانه نتوان می کشید
سعی کن صائب شهید تیغ استغنا شوی