غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۲۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی

از سر دنیا و دین برخیز تا رعنا شوی

۲

شد حباب از خودنمایی گوی چوگان فنا

سعی کن تا در محیط عشق ناپیدا شوی

۳

طوطی از خاموشی آیینه می آید به حرف

مهر خاموشی به لب زن تا به دل گویا شوی

۴

بینش ظاهر غبار دیده باطن بود

خاک زن در چشم ظاهر تا به جان بینا شوی

۵

غور کن در بحر هستی تا گهر آری به کف

ورنه با دست تهی چون کف ازین دریا شوی

۶

با هوسناکان به یک پیمانه نتوان می کشید

سعی کن صائب شهید تیغ استغنا شوی

بازگشت به سروده‌های صائب