گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
آه باشد سرو پا برجای باغ زندگی
این شعر به معنی تلخی و دشواریهای زندگی اشاره دارد و از تجارب تلخ و شیرین انسان در طول حیات سخن میگوید. شاعر از گریه و آه به عنوان نمادهای درد و رنج یاد میکند و تأکید میکند که در زندگی، انسانها با چالشهایی روبرو هستند که حسرت و غم به همراه دارند. او نقش پیری و محنت را در زندگی نشان میدهد و به تلاطمات روحی و عاطفیای که انسانها تجربه میکنند، اشاره میکند. شاعر همچنین به ارزشهای زندگی مثل صداقت و خوشدلی اشاره دارد و به این نکته میپردازد که باید از تجربیات تلخ زندگی درس گرفت و به سوی روشنایی و امید حرکت کرد. با وجود تلخیها، امید به زندگی و جوانی میتواند روح انسان را زنده نگه دارد. در نهایت، شاعر یادآور میشود که عشق و حمایت میتواند چراغی در تاریکیهای زندگی باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی
آه باشد سرو پا برجای باغ زندگی
سرخ رو از باده می گردد ایاغ زندگی
کار روغن می کند می با چراغ زندگی
هر که در کار جهان سوزد دماغ زندگی
دود تلخی دارد از نور چراغ زندگی
می کند ز افتادگی نشو و نما نخل حیات
خاکساری می شود دیوار باغ زندگی
آشنایی با سبکروحان سبکروحانه کن
از گرانجانی مشو موی دماغ زندگی
می شود خاموش از تردامنی شمع حیات
پاکدامانی است فانوس چراغ زندگی
همچو ماه عید می جوید به صد شمع و چراغ
تیغ خونریز فنا را بی دماغ زندگی
در جوانی داد مستی ده که در انجام عمر
یک دهن خمیازه می گردد ایاغ زندگی
چون ز بار محنت پیری شود قامت دو تا
ناخن الماس می گردد به داغ زندگی
آب روشن تیره می گردد ز برهم خوردگی
صاف می گردد ز خودداری ایاغ زندگی
همچو شمع صبح می لرزد به جان خویشتن
از سفیدی های موی من چراغ زندگی
مهلت ده روزه باشد بر سبکروحان گران
تا قیامت خضر اگر دارد دماغ زندگی
تیره روزی لازم آب حیات افتاده است
می کند دل را سیه دود چراغ زندگی
سایه بید است خورشید قیامت بر سرش
سوخت هر کس را که اینجا درد و داغ زندگی
بر سکندر کرد عالم را سیاه این جستجو
تا چه باشد قسمت ما از سراغ زندگی
تلخی می را خمار باده شیرین می کند
شد گوارا مرگ تلخ از درد و داغ زندگی
دست هر کس را که می گیری درین آشوبگاه
می شود دست حمایت بر چراغ زندگی
گر به این دستور گردد رعشه پیری زیاد
نم نخواهد ماند صائب در ایاغ زندگی